شاعر: سعدی
زمین
ای ز غبار خنگ تو یافته دیده روشنی
چند به شوخی و خوشی گِرد هلاک من تنی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1832
آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی
غم نخورد از آنک تو روی بر او ترش کنی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2495
یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی
یا ملکا جواره مکتنفی و مؤمنی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3230