درها همه بستهاند الا در تو
تا ره نبرد غریب الا بر تو
ای در کرم و عزت و نورافشانی
خورشید و مه و ستارهها چاکر تو
زمین
ای نفس فرو گرفته سرتاسر تو
آلوده نجاستِ منی گوهرِ تو
عطارمختارنامهباب دوازدهم: در شكایت از نفس خودشمارهٔ 21
تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو
با جان چکنم گر نکنم در سر تو
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 24
در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو
جان چاکر آن کسی که شد چاکر تو
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1565
فارسی متن کا ماخذ: گنجور