در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو
جان چاکر آن کسی که شد چاکر تو
انگشت گزان درآمدم از در تو
انگشت زنان برون شدم از بر تو
زمین
ای نفس فرو گرفته سرتاسر تو
آلوده نجاستِ منی گوهرِ تو
عطارمختارنامهباب دوازدهم: در شكایت از نفس خودشمارهٔ 21
تا جان دارم حلقِ من و خنجر تو
با جان چکنم گر نکنم در سر تو
عطارمختارنامهباب بیست و ششم: در صفت گریستنشمارهٔ 24
درها همه بستهاند الا در تو
تا ره نبرد غریب الا بر تو
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1567
فارسی متن کا ماخذ: گنجور