رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1407غزل شمارهٔ 1407شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: رمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، نازنین بازیانآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورم22نقل کریںگر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کندرنگ تو تا بدیدهام دنگ شدهست این سرم33نقل کریںیک نفسی عنان بکش تیز مرو ز پیش منتا بفروزد این دلم تا به تو سیر بنگرم44نقل کریںسخت دلم همیتپد یک نفسی قرار کنخون ز دو دیده می چکد تیز مرو ز منظرم55نقل کریںچون ز تو دور می شوم عبرت خاک تیرهامچونک ببینمت دمی رونق چرخ اخضرم66نقل کریںچون رخ آفتاب شد دور ز دیده زمینجامه سیاه می کند شب ز فراق لاجرم77نقل کریںخور چو به صبح سر زند جامه سپید می کندای رخت آفتاب جان دور مشو ز محضرم88نقل کریںخیره کشی مکن بتا خیره مریز خون منتنگ دلی مکن بتا درمشکن تو گوهرم99نقل کریںساغر می خیال تو بر کف من نهاد دیتا بندیدمت در او میل نشد به ساغرم1010نقل کریںداروی فربهی ز تو یافت زمین و آسمانتربیتی نما مرا از بر خود که لاغرم1111نقل کریںای صنم ستیزه گر مست ستیزهات شکرجان تو است جان من اختر توست اخترم1212نقل کریںچند به دل بگفتهام خون بخور و خموش کندل کتفک همیزند که تو خموش من کرم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستمتا به چه شیوهها تو را من ز خدا بخواستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1406اگلی نظمتا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنمچند ز برگ ریز غم زرد شوم خزان کنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1408◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںترک قلندر من دوش درآمد از درمبوسه گشاد بر لبم تنگ کشید در برمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 530دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1402◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندینازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستمتا به چه شیوهها تو را من ز خدا بخواستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1406
اگلی نظمتا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنمچند ز برگ ریز غم زرد شوم خزان کنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1408
دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1402