رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1408غزل شمارهٔ 1408شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انکنمصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنمچند ز برگ ریز غم زرد شوم خزان کنم2نقل کریںاز غم و اندهان من سوخت درون جان منجمله فروغ آتشین تا به کیش نهان کنم3نقل کریںچند ز دوست دشمنی جان شکنی و تن زنیچند من شکسته دل نوحه تن به جان کنم4نقل کریںمؤمن عشقم ای صنم نعره عشق می زنمهمچو اسیرکان ز غم تا به کی الامان کنم5نقل کریںچونک خیال تو سحر سوی من آید ای قمرچون گذرد ز موج خون خاصه که خون فشان کنم6نقل کریںسنگ شد آب از غمم آه نه سنگ و آهنمکآتش روید از تنم چونک حدیث آن کنم7نقل کریںای تبریز شمس دین با تو قرین و چون قریندور قمر اگر هله با تو یکی قران کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1407اگلی نظمای تو بداده در سحر از کف خویش بادهامناز رها کن ای صنم راست بگو که دادهامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1409آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1407
اگلی نظمای تو بداده در سحر از کف خویش بادهامناز رها کن ای صنم راست بگو که دادهامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1409