عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 530غزل شمارهٔ 530شاعر: عطاروزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: رمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںترک قلندر من دوش درآمد از درمبوسه گشاد بر لبم تنگ کشید در برم22نقل کریںدر لب لعل ترک من آب حیات خضر بودلب چو نهاد بر لبم گفتم خضر دیگرم33نقل کریںبوسه چو داد ترک من هندوی او شدم به جانچون که بدیدم هم سزا نیز بداد شکرم44نقل کریںمن به میان این طرف اشکفشان شدم چو شمعاز سر آنکه خیره شد از سر ناز دلبرم55نقل کریںمن چو چشیدم آن شکر دل ز کمال لطف اوبرد گمان که شد مگر ملک جهان میسرم66نقل کریںگرچه جفای او بسی برد فرید بعد ازینگرچه جفا کند بسی من ز وفاش نگذرم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمترسا بچهای کشید در کارمبربست به زلف خویش زنارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 529اگلی نظمگنج دزدیده ز جایی پی برمگر به کوی دلربایی پی برمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 531◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1402دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1407◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه عمر بعد از این من شب و روز از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1402
دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1407