رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1406غزل شمارهٔ 1406شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ابخواستمصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستمتا به چه شیوهها تو را من ز خدا بخواستم22نقل کریںتا شوی از سجود من مونس این وجود منخود بشد این وجود من چون که تو را بخواستم33نقل کریںدر پی آفتاب تو سایه بدم ضیاطلبپاک چو سایه خوردیم چون که ضیا بخواستم44نقل کریںآهنیم ز عشق تو خواسته نور آینهآتش و زخم می خورم چونک صفا بخواستم55نقل کریںسوی تو چون شتافتم جای قدم نیافتمپاک ز جا ببردیم چون ز تو جا بخواستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیل هواش می کنم طال بقاش می زنمحلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1405اگلی نظمدوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1407◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیل هواش می کنم طال بقاش می زنمحلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می زنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1405
اگلی نظمدوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1407