زمین
خط غبار گرد رخ یار آمده
خورشید حسن بر سر دیوار آمده
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6617
اشتقاق عاشق و معشوق از عشق است و عشق در مقر خود از تعین منزه است و در حریم عین خود از بطون و ظهور مقدس، ولیکن بهر اظهار کمال، از آن روی که عین ذات خود است و صفات خود، خود را در آینۀ عاشقی و معشوقی بر خود عرضه کرد و حسن خود را بر نظر خود جلوه داد. از روی ناظری و منظوری نام عاشقی و معشوقی پیدا آمد. نعت طالبی و مطلوبی ظاهر گشت. ظاهر را بباطن بنمود، آوازۀ عاشقی برآمد. باطن را به ظاهر بیاراست، نام معشوقی آشکارا شد.
یک عین متفق که جز او ذرهای نبود
عراقیلمعاتلمعۀ اول
ای روی درکشیده به بازار آمده
خلقی بدین طلسم گرفتار آمده
عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 26