رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2401غزل شمارهٔ 2401شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ابسوختهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای صد هزار خرمنها را بسوختهزین پس مدار خرمن ما را بسوخته2نقل کریںاز عشق سنگ خارا بر آهنی زدهبرقی بجسته ز آهن و خارا بسوخته3نقل کریںاز سر قدم بساختم ای آفتاب حسنهم سر به جوش آمده هم پا بسوخته4نقل کریںسرنای این دلم ز تو بنواخت پردهایهم پردهاش دریده و سرنا بسوخته5نقل کریںدر اصل زمهریر گر افتد ز آتشتتا روز حشر بینی سرما بسوخته6نقل کریںاز عالم نه جای ندا کرد عشق توهر جان که گوش داشته برجا بسوخته7نقل کریںای لطف سوزشی که شرار جمال توجان را کشیده پیش و به عمدا بسوخته8نقل کریںآن روی سرخ را می احمر دمی بدیدصفرای عشق او می حمرا بسوخته9نقل کریںآن خد احمر ار بنمایی دمی دگرسودای تو برآید و صفرا بسوخته10نقل کریںطبعی که لاف زلف مطرا همیزدیاز جعد طره تو مطرا بسوخته11نقل کریںدر وا شدم به جستن تو جانب فلکدر وا نگشت ماندم دروا بسوخته12نقل کریںکی بینم از شعاع وصال تو آتشیراه دراز هجر ز پهنا بسوخته13نقل کریںمن چون سپند رقص کنان اندر او شدهشعر تر و قصیده غرا بسوخته14نقل کریںاندرفتاده برق به دکان عاشقانبازار و نقد و ناقد و کالا بسوخته15نقل کریںزر گشته مس جسم ز اکسیر جان چنانکز اکسیر مسها را استا بسوخته16نقل کریںایمان و مؤمنان همه حیران شده ز عشقزنار پیر راهب ترسا بسوخته17نقل کریںبرقی ز شمس دین و ز تبریز آمدهابری که پرده گشت ز بالا بسوخته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل را نگر ز لطف سوی خار آمدهدل ناز و باز کرده و دلدار آمدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2400اگلی نظمباده بده ساقیا عشوه و بادم مدهوز غم فردا و دی هیچ به یادم مدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2402آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگل را نگر ز لطف سوی خار آمدهدل ناز و باز کرده و دلدار آمدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2400
اگلی نظمباده بده ساقیا عشوه و بادم مدهوز غم فردا و دی هیچ به یادم مدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2402