رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 905غزل شمارهٔ 905شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: اندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداندرسید کار به جایی که عقل خیره بماند22نقل کریںهزار ظلم رسیده ز عقل گشت رهیدهچو عقل بسته شد این جا بگو کیش برهاند33نقل کریںدلا مگر که تو مستی که دل به عقل ببستیکه او نشست نیابد تو را کجا بنشاند44نقل کریںمتاع عقل نشانست و عشق روح فشانستکه عشق وقت نظاره نثار جان بفشاند55نقل کریںهزار جان و دل و عقل گر به هم تو ببندیچو عشق با تو نباشد به روزنش نرساند66نقل کریںبه روی بت نرسی تو مگر به دام دو زلفشولیک کوشش میکن که کوششت بپزاند77نقل کریںچو باز چشم تو را بست دست اوست گشایشولی به هر سر کویی تو را چو کبک دواند88نقل کریںهر آنک بالش دارد ز آستان عنایتغلام خفتن اویم که هیچ خفته نماند99نقل کریںمیانه گیرد آهو میانه دل شیریهزار آهوی دیگر ز شیر او برهاند1010نقل کریںچو در درونه صیاد مرغ یافت قبولیهزار مرغ گرفته ز دام او بپراند1111نقل کریںهر آن دلی که به تبریز و شمس دین شده باشدچو شاه ماه به میدان چرخ اسب دواند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه میشددرختهای حقایق از آن بهار چه میشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 904اگلی نظمگرفت خشم ز بستان سرخری و برون شدچو زشت بود به صورت به خوی زشت فزون شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 906◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز سدره طوبی اگر آمدن سوی تو تواندبه پایبوسی سرو تو خویش را برساندجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه میشددرختهای حقایق از آن بهار چه میشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 904
اگلی نظمگرفت خشم ز بستان سرخری و برون شدچو زشت بود به صورت به خوی زشت فزون شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 906
ز سدره طوبی اگر آمدن سوی تو تواندبه پایبوسی سرو تو خویش را برساندجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 199