رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 904غزل شمارهٔ 904شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیہ: ارچهمیشدصنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه میشددرختهای حقایق از آن بهار چه میشد2نقل کریںدل از دیار خلایق بشد به شهر حقایقخدای داند کاین دل در آن دیار چه میشد3نقل کریںز های و هوی حریفان ز نای و نوش ظریفانهوای نور صبوح و شراب نار چه میشد4نقل کریںهزار بلبل مست و هزار عاشق بیدلدر آن مقام تحیر ز روی یار چه میشد5نقل کریںچو عشق در بر سیمین کشید عاشق خود راز بوسههای چو شکر در آن کنار چه میشد6نقل کریںدر آن طرف که ز مستی تو گل ز خار ندانیعجب که گل چه چشید و عجب که خار چه میشد7نقل کریںمیان خلعت جانان قبول عشق خرامانبه بارگاه تجلی ز کار و بار چه میشد8نقل کریںبه باد و آتش و آب و به خاک عشق درآمدبه نور یک نظر عشق هر چهار چه میشد9نقل کریںچو شمس مفخر تبریز زد آتشی به درختیز شعلههای لطیفش درخت و بار چه میشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذاردتو هم به صلح گرایی اگر خدا بگماردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 903اگلی نظمشدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداندرسید کار به جایی که عقل خیره بماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 905آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذاردتو هم به صلح گرایی اگر خدا بگماردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 903
اگلی نظمشدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداندرسید کار به جایی که عقل خیره بماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 905