امشب که گشاده است صنم با ما راز
ای شب چه شبی که عمر تو باد دراز
زاغان سیاه امشب اندر طربند
با باز سپید جان شده در پرواز
زمین
حصری - قدس الله تعالی سره - گفته است: الصوفی (هو)الذی لایوجد بعد عدمه و لایعدم (بعد) وجوده یعنی: صوفی آن است که چون از وجود طبیعی خود فانی شود دیگر به آن باز نگردد که: الفانی لا یرد و بعد از آن چون به وجود حقانی و بقای بعد الفنا محقق گردد دیگر فانی نشود.
خوش آن که چون نیست شد از این نقش مجاز
جامیبهارستانروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 31
این کنج فراغت است و خلوتگه راز
اسباب حضور دل در او یافته ساز
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 23
گنجشک ضعیف توام ای مایه ناز
افتاده به دام تو به صد عجز و نیاز
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 59
در سنبلش آویختم از روی نیاز
گفتم «من سودازده را کار بساز»
حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 22
وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز
نرمکنرمک باده خور و چنگ نواز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 115
لب بر لب کوزه بردم از غایتِ آز
تا زو طلبم واسطهٔ عمرِ دراز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 139
* ای دل چو حقیقتِ جهان هست مَجاز
چندین چه بَری خواری از این رنجِ دراز؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 32
* میپرسیدی که چیست این نقشِ مجاز
گر برگویم حقیقتش هست دراز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 42
از جملهٔ رفتگانِ این راهِ دراز
بازآمدهای کو که به ما گوید راز؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 46
ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَتباز
از روی حقیقتی نه از روی مَجاز
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 50
فارسی متن کا ماخذ: گنجور