صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1054

غزل شمارهٔ 1054

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
ای یار شگرف در همه کار
عیاره و عاشق تو عیار
22
تو روز قیامتی که از تو
زیر و زبرست شهر و بازار
33
من زاری عاشقان چه گویم
ای معشوقان ز عشق تو زار
44
در روز اجل چو من بمیرم
در گور مکن مرا نگهدار
55
ور می‌خواهی که زنده گردیم
ما را به نسیم وصل بسپار
66
آخر تو کجا و ما کجاییم
ای بی‌تو حیات و عیش بی‌کار
77
از من رگ جان بریده بادا
گر بی‌تو رگیم هست هشیار
88
اندر ره تو دو صد کمین بود
نزدیک نمود راه و هموار
99
از گلشن روی تو شدم مست
بنهادم مست پای بر خار
1010
رفتم سوی دانه تو چون مرغ
پرخون دیدم جناح و منقار
1111
این طرفه که خوشترست زخمت
از هر دانه که دارد انبار
1212
ای بی‌تو حرام زندگانی
ای بی‌تو نگشته بخت بیدار
1313
خود بخت توی و زندگی تو
باقی نامی و لاف و آزار
1414
ای کرده ز دل مرا فراموش
آخر چه شود مرا به یاد آر
1515
یک بار چو رفت آب در جوی
کی گردد چرخ طمع یک بار
1616
خامش که ستیزه می‌فزاید
آن خواجه عشق را ز گفتار
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نزدیک توام مرا مبین دور

پهلوی منی مباش مهجور

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1053

اگلی نظم

انجیرفروش را چه بهتر

انجیرفروشی ای برادر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1055

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای بر دلم از فراق صدبار

ناگشته به وصل شاد یک بار

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1076

آمد گه آن که بوی گلزار

منسوخ کند گلاب عطار

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 294

شرط است جفا کشیدن از یار

خمر است و خمار و گلبن و خار

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 298

بردند پیمبران و پاکان

از بی‌ادبان جفای بسیار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 131

مطابقِ این سخن، پادشاهی را مُهِمّی پیش آمد. گفت: اگر این حالت به مرادِ من بر آید، چندین دِرَم دهم زاهدان را.

چون حاجتش برآمد و تشویشِ خاطرش برفت، وفایِ نذرش به وجودِ شرطْ لازم آمد. یکی را از بندگان خاصّ کیسه‌ای دِرم داد تا صرف کند بر زاهدان.

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 34

مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب.

عامی متعبد پیادهٔ رفته است و عالم متهاون سوار خفته.

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 73

ای باد صبا، به کوی آن یار

گر بر گذری ز بنده یاد آر

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 118

بردار صراحیی ز خمار

بربند به روی خرقه زنار

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 389

ای عشق تو کیمیای اسرار

سیمرغ هوای تو جگرخوار

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 390

در عشق تو گم شدم به یکبار

سرگشته همی دوم فلک‌وار

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 391

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00