زمین
ای مرغ سحر چند کنی ناله و زاری
از درد که می نالی و اندوه که داری
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 934
با چشم چو بحرم ز گهر خنده نگاری
با عیش چو زهرم به شکر بوسه شکاری
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 186 - در مدح شرف الملک امیر زنگی محسن
برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری
بگشای کنار آمد آن یار کناری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2639