رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1423رباعی شمارهٔ 1423شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای ماه لطیف جانفزا خرمن منوی ماه فرو کرده سر از روزن من2نقل کریںای گلشن جان و دیدهٔ روشن منکی بینمت آویخته بر گردن من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای لعل لبت معدن شکر چیدنوز چشم تو نور نامصور دیدنرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1422اگلی نظمای مجمع دل راه پراکنده مزنزان زخمه پریشان چو دل بنده مزنرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1424زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دست تو آتش زده در خرمن منتو دست نمیگذاری از دامن منسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 121شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ منکوکس که به گازی ببُرد گردنِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای مجمع دل راه پراکنده مزنزان زخمه پریشان چو دل بنده مزنرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1424
شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ منکوکس که به گازی ببُرد گردنِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 17