سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 121رباعی شمارهٔ 121شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نمنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دست تو آتش زده در خرمن منتو دست نمیگذاری از دامن من2نقل کریںاین دست نگارین که به سوزن زدهایهرچند حلال نیست در گردن من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دوست گرفته بر سر ما دشمنیا دوست گزین به دوستی یا دشمنسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 120اگلی نظمآن لطف که در شمایل اوست ببینوآن خندهٔ همچو پسته در پوست ببینسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 122زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای ماه لطیف جانفزا خرمن منوی ماه فرو کرده سر از روزن منرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1423شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ منکوکس که به گازی ببُرد گردنِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 17آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دوست گرفته بر سر ما دشمنیا دوست گزین به دوستی یا دشمنسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 120
اگلی نظمآن لطف که در شمایل اوست ببینوآن خندهٔ همچو پسته در پوست ببینسعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 122
شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ منکوکس که به گازی ببُرد گردنِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 17