صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1100

غزل شمارهٔ 1100

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر
بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر
22
مر زبان را طاقت شرحش نماند
خیره گشته همچنین می‌کرد سر
33
ای بسا سر همچنین جنبان شده
با دهان خشک و با چشمان تر
44
در دو چشمش بین خیال یار ما
رقص رقصان در سواد آن بصر
55
من به سر گویم حدیثش بعد از این
من زبان بستم ز گفتن ای پسر
66
پیش او رو ای نسیم نرم رو
پیش او بنشین به رویش درنگر
77
تیز تیزش بنگر ای باد صبا
چشم و دل را پر کن از خوبی و فر
88
ور ببینی یار ما را روترش
پرده‌ای باشد ز غیرت در نظر
99
مو نباشد عکس مو باشد در آب
صورتی باشد ترش اندر شکر
1010
توبه کردم از سخن این باز چیست
توبه نبود عاشقانش را مگر
1111
توبه شیشه عشق او چون گازرست
پیش گازر چیست کار شیشه گر
1212
بشکنم شیشه بریزم زیر پای
تا خلد در پای مرد بی‌خبر
1313
شحنه یار ماست هر کو خسته شد
گو مرا بسته به پیش شحنه بر
1414
شحنه را چاه زنخ زندان ماست
تا نهم زنجیر زلفش پای بر
1515
بند و زندان خوش ای زنده دلان
خوش مرا عیشیست آن جا معتبر
1616
گرچه می‌کاهم چو ماه از عشق او
گرچه می‌گردم چه گردون بر قمر
1717
بعد من صد سال دیگر این غزل
چون جمال یوسفی باشد سمر
1818
زانک دل هرگز نپوسد زیر خاک
این ز دل گفتم نگفتم از جگر
1919
من چو داوودم شما مرغان پاک
وین غزل‌ها چون زبور مستطر
2020
ای خدایا پر این مرغان مریز
چون به داوودند از جان یارگر
2121
ای خدایا دست بر لب می‌نهم
تا نگویم زان چه گشتم مستتر
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای نهاده بر سر زانو تو سر

وز درون جان جمله باخبر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1099

اگلی نظم

نرم نرمک سوی رخسارش نگر

چشم بگشا چشم خمارش نگر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1101

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

روزه چون می داری ای شیرین پسر

کز دو لب بینم دهانت پرشکر

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 435

هیچ شادی نیست اندر این جهان

برتر از دیدار روی دوستان

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 12

سر فرو بردم میان آبخور

از فرنج منش خشم آمد مگر

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 48

پیر ما می‌رفت هنگام سحر

اوفتادش بر خراباتی گذر

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 396

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 400

هی که را رنگی بود بی کر و فر

بیشکی هر کس برو دارد نظر

عطار»نزهت الاحباب»بخش 19 - غزل

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1096

ای نهاده بر سر زانو تو سر

وز درون جان جمله باخبر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1099

در چمن آیید و بربندید دید

تا نیفتد بر جماعت هر نظر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1107

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00