صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 735

غزل شمارهٔ 735

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: عندلیب، نازنین بازیان
Toggle stanza 1
1

Last night our elephant remembered India again, in frenzy he was rending the veil of night till dawn.

2

Last night the flagons of the sakis were all overbrimming— O may our life be like last night till the day of resurrection!

3

The wines were bubbling and the reasons were senseless on account of him; may part and whole, thorn and rose be happy because of his lovely face!

4

The cup-on-cup clamour of the drunkards mounted to heaven; in our hands was the wine, and in our heads the wind.

5

Thousands of uproars fell upon the skies because of these, there hundreds of thousands of Kai-Qub¯ads were fallen prostrate.

6

The day of triumph and good fortune was contained in our night; of the brethren of purity night suddenly gave birth to such a day.

7

The sea broke into waves; heaven received a token of this night, and in pride set that token on its head and face.

8

Whatever ways humanity had closed in darkness, the light of divinity in compassion was opening up.

9

How should the sensible forms on account of that passion remain in place? How should he remain in place who attains this desire?

10

Begin life anew, Moslems! For the Beloved has converted non-entity into being, and dispensed justice to the lovers.

11

Our Beloved henceforward holds the fallen to be pardonable, because wherever He is the saki no one remains on the right course.

12

The surging of the sea of grace, Moslems, has wrecked the pomp of personal effort and the programme of belief.

13

That grace is King S.al¯ah. al-D¯ın, for he is a Joseph whom the Lord of Egypt himself must purchase at a great price.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد

خاصه این رهزن که ما را این چنین بر باد داد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 734

اگلی نظم

گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد

ور ز سرمستی کشیدم زلف دلداری چه شد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 736

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد

خاک بر سر می کنم از دست ایشان داد داد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 655

در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد

می رود عمر عزیزم چون سر زلفت به یاد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 656

غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامراد

باز از دال دو زلفم آن الف قد داد یاد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 657

نام خود را عاشق صادق کنم سویت سواد

تا چو خوانی نامه رویت بنگرم از چشم صاد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145

دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمر و زید

کس نمی‌داند که کارش از کجا خواهد گشاد

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 59

دل منه ای جان من بر خواجه و شاه و وزیر

کس نمی‌داند که کارش از کجا خواهد گشاد

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 84

طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1009

من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد

بیننا و بینه قبل التجلی الف واد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1010

مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد

خاصه این رهزن که ما را این چنین بر باد داد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 734

مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد

ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد داد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 749

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00