رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 732رباعی شمارهٔ 732شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینندہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسرهای درختان گل تر میچینندو اندر دل خود کان گهر میبینند2نقل کریںچون بر سر پایند که با بیبرگینومید نگردند و ز پا میشینند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسرویکه ز باغ پاکبازان باشدهم سرکش و هم سرخوش و نازان باشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 731اگلی نظمسرهای درختان گل رعنا چیدندآن یعقوبان یوسف خود را دیدندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 733زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآنها که درین درد مرا میبیننددر درد و دریغای منِ مسکینندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 39شمع آمد و گفت: جمع اگر بنشینندبر من دگری به راستی بگزینندعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 91ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسرویکه ز باغ پاکبازان باشدهم سرکش و هم سرخوش و نازان باشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 731
اگلی نظمسرهای درختان گل رعنا چیدندآن یعقوبان یوسف خود را دیدندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 733
آنها که درین درد مرا میبیننددر درد و دریغای منِ مسکینندعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 39
شمع آمد و گفت: جمع اگر بنشینندبر من دگری به راستی بگزینندعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 91