شاعر: رومی
زمین
آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1546
سوخته لالهزار من رفته گل از کنار من
بیتو نه رنگم و نه بو ای قدمت بهار من
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2521
باز نگار می کشد چون شتران مهار من
یارکشی است کار او بارکشی است کار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1828
گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
هیچ مباش یک نفس غایب از این کنار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1829
گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
ای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1835
یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
بسته ره گریز من برده دل و قرار من
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1837