صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3006

غزل شمارهٔ 3006

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری

وصف قلندرست و قلندر از او بری

2

گویی قلندرم من و این دل پذیر نیست

زیرا که آفریده نباشد قلندری

3

دام و دم قلندر بی‌چون بود مقیم

خالیست از کفایت و معنی داوری

4

از خود به خود چه جویی چون سر به سر توی

چون آب در سبویی کلّی ز کلّ پری

5

از خود به خود سفر کن در راه عاشقی

وین قصه مختصر کن ای دوست یک سری

6

نی بیم و نی امید نه طاعت نه معصیت

نی بنده نی خدای نه وصف مجاوری

7

عجزست و قدرتست و خدایی و بندگی

بیرون ز جمله آمد این ره چو بنگری

8

راه قلندری ز خدایی برون بود

در بندگی نیاید و نه در پیمبری

9

زینهار تا نلافد هر عاشق از گزاف

کس را نشد مسلم این راه و ره بری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی

آرام جان خویش ز جانان خویش جوی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3005

اگلی نظم

دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی

اختر و گردون اختر و گردون برده ز زهره جام حبیبی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3007

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مردانه می کشد به جفایم ستمگری

تا میرم و دگر ندهم دل به دیگری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1952

دقیقی - رحمه الله تعالی - از شعرای ماتقدم است و ابتدای شاهنامه او کرده است و بیست هزار بیت کمابیش گفته و فردوسی آن را به اتمام رسانیده و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

یاری گزیدم از همه مردم پری نژاد

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 3 - دقیقی

خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 451

ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری

آنجا که باد زهره ندارد خبر بری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 543

رفتی و همچنان به خیال من اندری

گویی که در برابر چشمم مصوری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 551

کس درنیامده‌ست بدین خوبی از دری

دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 554

هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری

بار دوم ز بار نخستین نکوتری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 558

یا ملوک الجمال رفقا باسری

یا صحاة ارحموا تقلب سکری

سعدی»مواعظ»قصاید و قطعات عربی»شعر 19 - وله ایضا

غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟

هم‌صحبت تو همچو تو باید هنروری

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 203

ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری

درویشی اختیار کنی بر توانگری

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 55 - در پند و اندرز

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور