زمین
ای بر دلم از فراق صدبار
ناگشته به وصل شاد یک بار
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1076
آمد گه آن که بوی گلزار
منسوخ کند گلاب عطار
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 294
شرط است جفا کشیدن از یار
خمر است و خمار و گلبن و خار
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298
بردند پیمبران و پاکان
از بیادبان جفای بسیار
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 131
مطابقِ این سخن، پادشاهی را مُهِمّی پیش آمد. گفت: اگر این حالت به مرادِ من بر آید، چندین دِرَم دهم زاهدان را.
چون حاجتش برآمد و تشویشِ خاطرش برفت، وفایِ نذرش به وجودِ شرطْ لازم آمد. یکی را از بندگان خاصّ کیسهای دِرم داد تا صرف کند بر زاهدان.
سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 34
مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب.
عامی متعبد پیادهٔ رفته است و عالم متهاون سوار خفته.
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 73
ای باد صبا، به کوی آن یار
گر بر گذری ز بنده یاد آر
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 118
بردار صراحیی ز خمار
بربند به روی خرقه زنار
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 389
ای عشق تو کیمیای اسرار
سیمرغ هوای تو جگرخوار
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 390
در عشق تو گم شدم به یکبار
سرگشته همی دوم فلکوار
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 391