صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 455

غزل شمارهٔ 455

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
11
آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست
نابوده به که بودن او غیر عار نیست

That spirit which wears not true love as a garment is better not to have been; its being is nothing but a disgrace.

22
در عشق باش مست که عشقست هر چه هست
بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست

Be drunk in love, for love is all that exists; without the commerce of love there is no admittance to the Beloved.

33
گویند عشق چیست بگو ترک اختیار
هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست

They say, “What is love?” Say, “The abandonment of free will.” He who has not escaped out of free will, no free will has he.

44
عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار
هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست

The lover is an emperor; the two worlds are scattered over him; the king pays no heed to the scattering.

55
عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد
دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست

Love it is and the lover that remain till all eternity; set not your heart on aught but this, for it is merely borrowed.

66
تا کی کنار گیری معشوق مرده را
جان را کنار گیر که او را کنار نیست

How long will you embrace a dead beloved? Embrace the soul which naught embraces.

77
آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان
گلزار عشق را مدد از نوبهار نیست

What was born of spring dies in the season of autumn; love’s rosebower receives no replenishment from spring.

88
آن گل که از بهار بود خار یار اوست
وان می که از عصیر بود بی‌خمار نیست

The rose that comes of spring, the thorn is its companion; the wine that comes of pressed grapes is not exempt from cropsickness.

99
نظاره گو مباش در این راه و منتظر
والله که هیچ مرگ بتر ز انتظار نیست

Be not an expectant spectator on this path; for by Allah, there is no death worse than expectancy.

1010
بر نقد قلب زن تو اگر قلب نیستی
این نکته گوش کن اگرت گوشوار نیست

Set your heart on the true coin, if you are not counterfeit; give ear to this subtlety, if you lack an earring.

1111
بر اسب تن ملرز سبکتر پیاده شو
پرش دهد خدای که بر تن سوار نیست

Tremble not on the body’s steed; fare lighter afoot; God gives wings to him who rides not on the body.

1212
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست

Let go care and become wholly clear of heart, like the face of a mirror without image and picture—

1313
چون ساده شد ز نقش همه نقش‌ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

When it has become clear of images, all images are contained in it; that clear-faced one is not ashamed of any man’s face.

1414
از عیب ساده خواهی خود را در او نگر
کو را ز راست گویی شرم و حذار نیست

Would you have your self clear of blemish? Gaze upon Him, for He is not ashamed or afraid of the truth.

1515
چون روی آهنین ز صفا این هنر بیافت
تا روی دل چه یابد کو را غبار نیست

Since the steely face gained this skill from purity, what shall the heart’s face, which is without dust, discover?

1616
گویم چه یابد او؟ نه، نگویم، خَمُش به است
تا دلستان نگوید کو رازدار نیست

I said, “What shall it discover?” No, I will not say; silence is better, lest the heart-ravisher should say, “He cannot keep a secret.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت

وآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 454

اگلی نظم

ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست

عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 456

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست

زیباتر از تو در همه عالم نگار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283

خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست

خوش حالتی ست عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 284

خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست

خوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 1

آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست

از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 26 - در مدح قاضی عبدالودود غزنوی

ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست

ورنه دل دو نیم کم از ذوالفقار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2044

دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست

رحم است بر کسی که دلش برقرار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2045

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست

واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108

این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست

گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 445

ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست

عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 456

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00