رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 857غزل شمارهٔ 857شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ارماندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگفتی که در چه کاری با تو چه کار ماندکاری که بیتو گیرم والله که زار ماند22نقل کریںگر خمر خلد نوشم با جامهای زرینجمله صداع گردد جمله خمار ماند33نقل کریںدر کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافموالله نه پود ماند والله نه تار ماند44نقل کریںتو جوی بیکرانی پیشت جهان چو پولیحاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند55نقل کریںعالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلیبا جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند66نقل کریںپیش آ بهار خوبی تو اصل فصلهاییتا فصلها بسوزد جمله بهار ماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبرجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمددل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 856اگلی نظموقتی خوش است ما را، لابد نبید بایدوقتی چنین به جانی جامی خرید بایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 858◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز چشم پرخمارت دل را قرار ماندوز روی همچو ماهت در مه شمار ماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 848◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیافسر آریاآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبرجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمددل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 856
اگلی نظموقتی خوش است ما را، لابد نبید بایدوقتی چنین به جانی جامی خرید بایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 858