رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 856غزل شمارهٔ 856شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: نامدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمددل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد2نقل کریںتا کی اشارت آید تو ناشنوده آریترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد3نقل کریںرفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشستهکز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمدهر مردهای ز گوری برجست و پیشش آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 855اگلی نظمگفتی که در چه کاری با تو چه کار ماندکاری که بیتو گیرم والله که زار ماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 857آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمدهر مردهای ز گوری برجست و پیشش آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 855
اگلی نظمگفتی که در چه کاری با تو چه کار ماندکاری که بیتو گیرم والله که زار ماندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 857