چون نیستی تو محض اقرار بود
هستی تو سرمایهٔ انکار بود
هرکس که ز نیستی ندارد بوئی
کافر میرد اگرچه دیندار بود
زمین
جایی که درخت عیش پربار بود
در در نظر و گهر در انبار بود
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 27
آن ذات که پروردهٔ اسرار بود
از مرگ نیندیشد و هشیار بود
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 171
چون نیستی تو محض اقرار بود
هستیت ز سرمایهٔ انکار بود
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 28
جامی که بگیرم میش انوار بود
بیتی که بگویم همه اسرار بود
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 617
فارسی متن کا ماخذ: گنجور