رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 842غزل شمارهٔ 842شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: اندہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن ماه کو ز خوبی بر جمله میدواندای عاشقان شما را پیغام میرساند22نقل کریںسوی شما نبشت او بر روی بنده سطریخط خوان کیست این جا کاین سطر را بخواند33نقل کریںنقشش ز زعفران است وین سطر سر جانستهر حرف آتشی نو در دل همینشاند44نقل کریںکنجی و عشق و دلقی ما از کجا و خلقیلیک او گرفته حلقی ما را همیکشاند55نقل کریںبی دست و پا چو گویی سوی وییم غلطانچوگان زلف ما را این سو همیدواند66نقل کریںچون این طرف دویدم چوگانش حمله آردسوی خودم کشاند این سر بگو کی داند77نقل کریںهر سو که هست مستم چوگان او پرستمدر عین نیست هستم تا حکم خود براند88نقل کریںگر زانک تو ملولی با خفتگان بنه سرزیرا فسردگان را هم خواب وارهاند99نقل کریںآن جا که شمس دینم پیدا شود به تبریزوالله که در دو عالم نی درد و درد ماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز آفتاب دولت بر آسمان برآمدباز آرزوی جانها از راه جان درآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 841اگلی نظمدر عشق زنده باید، کز مُرده هیچ نایددانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 843◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچشم ز دوری تو دور از تو خون فشانددور فلک مبادا کاین شربتت چشاندامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 828پیمانه ایست این جان پیمانه این چه دانداز پاک میپذیرد در خاک میرساندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 847◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباز آفتاب دولت بر آسمان برآمدباز آرزوی جانها از راه جان درآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 841
اگلی نظمدر عشق زنده باید، کز مُرده هیچ نایددانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 843
چشم ز دوری تو دور از تو خون فشانددور فلک مبادا کاین شربتت چشاندامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 828
پیمانه ایست این جان پیمانه این چه دانداز پاک میپذیرد در خاک میرساندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 847