صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 841

غزل شمارهٔ 841

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: رامد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد
باز آرزوی جان‌ها از راه جان درآمد

Again the sun of felicity has mounted to heaven, again the desire of the souls has arrived from the way of the soul.

22
باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد
هر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد

Again by the good pleasure of Rid.w¯an the gates of paradise have been opened, every spirit is plunged up to its neck in the pool of Kauthar.

33
باز آن شهی درآمد کو قبله شهانست
باز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد

Again that King, who is the altar to whom kings turn, has entered, again that Moon surpassing the moon has entered.

44
سرگشتگان سودا جمله سوار گشتند
کان شاه یک سواره در قلب لشکر آمد

These distraught by mad passion have all mounted their steeds, for that King, the unique cavalier, has entered the heart of the army.

55
اجزای خاک تیره حیران شدند و خیره
از لامکان شنیده خیزید محشر آمد

The particles of dark earth are all bewildered and amazed, having heard from placelessness the cry, “Arise, the resurrection has come!”

66
آمد ندای بی‌چون نی از درون نه بیرون
نی چپ نی راست نی پس نی از برابر آمد

The inexpressible proclamation has come, not from within and not from without, not left, not right, not behind, not from before.

77
گویی که آن چه سویست آن سو که جست و جویست
گویی کجا کنم رو آن سو که این سر آمد

You say, “What direction is that?” That direction where there is questing. You say, “Whither shall I turn my face?” Thither this head has come;

88
آن سو که میوه‌ها را این پختگی رسیدست
آن سو که سنگ‌ها را اوصاف گوهر آمد

Thither whence this ripeness came upon the fruits, thither whence the attributes of gems came upon the stones;

99
آن سو که خشک ماهی شد پیش خضر زنده
آن سو که دست موسی چون ماه انور آمد

Thither where the dry fish came to life before Khid.ar, thither whence Moses’ hand became as a radiant moon.

1010
این سوز در دل ما چون شمع روشن آمد
وین حکم بر سر ما چون تاج مفخر آمد

This burning in our hearts has become bright as a candle, this decree has come upon our heads like a crown of pride.

1111
دستور نیست جان را تا گوید این بیان را
ور نی ز کفر رستی هر جا که کفر آمد

The soul has not leave to utter this exposition, else every infidel would have escaped from unbelief.

1212
کافر به وقت سختی رو آورد بدان سو
این سو چو درد بیند آن سوش باور آمد

The unbeliever in hardship turns his face thither; when he experiences pain on this side, he believes in that side.

1313
با درد باش تا درد آن سوت ره نماید
آن سو که بیند آن کس کز درد مضطر آمد

Continue in pain, that pain may show you the road thither; that place who sees? The man who is constrained by pain.

1414
آن پادشاه اعظم در بسته بود محکم
پوشید دلق آدم امروز بر در آمد

That most mighty Emperor has closed the door fast; today he has put on human apparel and entered by the door.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد

یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 840

اگلی نظم

آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند

ای عاشقان شما را پیغام می‌رساند

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 842

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد

بشکست دام‌ها را بر لامکان برآمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 845

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00