رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 410غزل شمارهٔ 410شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ناستہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد بَرِ من آنکه شب افروز منستآمدن باری اگر در دو جهان آمدنست2نقل کریںآنکه سرسبزی خاکست و گهربخش فلکچاشنی بخش وطنهاست اگر بیوطنست3نقل کریںدر کف عقل نهد شمع که بِستان و بیاتا دَرِ من که شفاخانه هر ممتَحن است4نقل کریںشمع را تو گرو این لگن تن چه کنیاین لگن گر نبود شمع تو را صد لگنست5نقل کریںتا در این آب و گلی کار کلوخ اندازیستگفت و گو جمله کلوخست و یقین دل شکنست6نقل کریںگوهر آینه جان همه در ساده دلیستمیل تو بهر تصدر همه در فضل و فن است7نقل کریںزین گذر کن صفت یار شکربخش بگوکه ز عشوه شکرش ذره به ذره دهن است8نقل کریںخیره گشته است صفتها همه کان چه صفت استکان صفتها چو بتان و صفت او شمن است9نقل کریںچشم نرگس نشناسد ز غمش کاندر باغپیش او یاسمن است آن گل تر یا سمنست10نقل کریںروش عشق روش بخش بود بیپا راخوش روانش کند ار خود زمن صد زمنست11نقل کریںدر جهان فتنه بسی بود و بسی خواهد بودفتنهها جمله بر آن فتنه ما مفتتنست12نقل کریںهمه دلها چو کبوتر گرو آن برجندزانک جانی است که او زنده کن هر بدنست13نقل کریںبس کن آخر چه بر این گفت زبان چفسیدیعشق را چند بیانها است که فوق سخنست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش، تَر اَسْتآدَمیدُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیشتَر استرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 409اگلی نظمعجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدستهله چون مینزند ره ره او را کِه زدسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 411زمینہم وزن و قافیہ نظمیںلب خاموش نمودار دل پر سخن استجبهه بی گره آیینه خلق حسن استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1496کلک من شعله برجسته این نه لگن استشمع من باعث دلگرمی هفت انجمن استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1497پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن استهر کجا بوی گلی باد رساند چمن استعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 81آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا نَلَغْزی کِه زِ خون، راهِ پَس و پیش، تَر اَسْتآدَمیدُزْد، زِ زَرْدُزْد، کُنون، بیشتَر استرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 409
اگلی نظمعجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدستهله چون مینزند ره ره او را کِه زدسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 411
کلک من شعله برجسته این نه لگن استشمع من باعث دلگرمی هفت انجمن استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1497