صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2239

غزل شمارهٔ 2239

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: و

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: عندلیب، هانیه سلیمی
Toggle stanza 1
11
رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
گفتند خواجه عاشق و مست است و کو به کو

I went to the master’s street and said, “Where is the master?” They said, “The master is a lover and is drunk and wandering from street to street.”

22
گفتم فریضه دارم آخر نشان دهید
من دوستدار خواجه‌ام آخر نیم عدو

I said, “I have a duty, at least you give me a clue; after all, I am the master’s friend, not an enemy.”

33
گفتند خواجه عاشق آن باغبان شده‌ست
او را به باغ‌ها جو یا بر کنار جو

They said, “The master has fallen in love with that gardener; seek him in the garden or beside the stream.”

44
مستان و عاشقان بر دلدار خود روند
هر کس که گشت عاشق رو دست از او بشو

Drunkards and lovers go after their beloved; if a man has fallen in love, go and wash your hands from him.

55
ماهی که آب دید نپاید به خاکدان
عاشق کجا بماند در دور رنگ و بو

The fish that has known water remains not on land; how should a lover stay in the sphere of color and scent?

66
برف فسرده کو رخ آن آفتاب دید
خورشید پاک خوردش اگر هست تو به تو

The frozen snow that has seen the face of yon sun is devoured by the sun, though it be heap on heap.

77
خاصه کسی که عاشق سلطان ما بود
سلطان بی‌نظیر وفادار قندخو

Especially he who is in love with our king, a king peerless, faithful, sweet-tempered.

88
آن کیمیای بی‌حد و بی‌عد و بی‌قیاس
بر هر مسی که برزد زر شد به ارجعوا

Any copper which that infinite, immeasurable, incomparable alchemy touches becomes gold at the word Return.

99
در خواب شو ز عالم وز شش جهت گریز
تا چند گول گردی و آواره سو به سو

Sleep away from the world, and flee from the six directions; how long will you foolishly wander and roam hither and thither?

1010
ناچار می برندت باری به اختیار
تا پیش شاه باشدت اعزاز و آبرو

Eventually in the end they will bring you of your own choice, go with glory and honor before the king.

1111
گر ز آنک در میانه نبودی سرخری
اسرار کشف کردی عیسیت مو به مو

Had there not been a meddler in the midst, Jesus would have revealed the mystery line by line.

1212
بستم ره دهان و گشادم ره نهان
رستم به یک قنینه ز سودای گفت و گو

I have closed the road of the mouth and opened the secret way; I have escaped by one cup of wine from the frenzy of speech.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو

پرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2238

اگلی نظم

ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو

زین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2240

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عشق نوست و یار نوست و بهار نو

زان روی خوب روز نو و روزگار نو

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1682

با این جمال همدم مستان عشق شو

یک بار الست گوی و هزاران بلی شنو

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 794

گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو

از ماهِ ابروانِ مَنت شرم باد رو

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 406

کردم اگر چه هر دو جهان رونمای تو

از بی بضاعتی خجلم از لقای تو

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6543

ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو

آیی به حجرهٔ من و گویی که گَل برو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2233

این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو

یا کینه را نهفتن یا عفو و حسن خو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2237

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00