صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1909

غزل شمارهٔ 1909

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
دل معشوق سوزیده است بر من
وزان سوزش جهان را سوخت خرمن
22
بزد آتش به جان بنده شمعی
کز او شد موم جان سنگ و آهن
33
پدید آمد از آن آتش به ناگه
میان شب هزاران صبح روشن
44
به کوی عشق آوازه درافتاد
که شد در خانه دل شکل روزن
55
چه روزن کآفتاب نو برآمد
که سایه نیست آن جا قدر سوزن
66
از آن نوری که از لطفش برسته‌ست
ز آتش گلبن و نسرین و سوسن
77
از آن سو بازگرد ای یار بدخو
بدین سو آ که این سوی است مؤمن
88
به سوی بی‌سوی جمله بهار است
به هر سو غیر این سرمای بهمن
99
چو شمس الدین جان آمد ز تبریز
تو جان کندن همی‌خواهی همی‌کن
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1908

اگلی نظم

تو هر جزو جهان را بر گذر بین

تو هر یک را رسیده از سفر بین

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1910

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو گل هر دم به بویت جامه در تن

کنم چاک از گریبان تا به دامن

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 389

بکن چندان که خواهی جور بر من

که دستت بر نمی‌دارم ز دامن

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 443

دلت خوش باد و چشم از بخت روشن

به کام دوستان و رغم دشمن

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 57

وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی‌ کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی‌زدند و ملِک هم چنین تدبیری اندیشه کرد.

بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 31

یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت

که تب می‌گیردت مجنون عجب داشت

عطار»الهی نامه»بخش سوم»(10) حکایت آن مجنون که تب داشت

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1908

برو ای دل به سوی دلبر من

بدان خورشید شرق و شمع روشن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1915

دگرباره چو مه کردیم خرمن

خرامیدیم بر کوری دشمن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2120

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00