زمین
دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
ای ز تو شادی به جان، فی القلب هم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1383
موج ما را شرم دریای کرم
تا قیامت برنمیآرد ز نم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1954
چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم
همچو آهن گشت و نداد ایچ خم
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 68
وقتها یک دم برآسودی تنم
قال مولايَ لِطَرفي لا تَنَم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 354