صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1954

غزل شمارهٔ 1954

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

موج ما را شرم دریای‌ کرم

تا قیامت برنمی‌آرد ز نم

2

درکنار فطرت ما داد عشق

لوح محفوظ نفهمیدن رقم

3

سطری از خط جین ما نگاشت

سرنگونی بر نیامد از قلم

4

آسمانها سر به جیب فکر ماست

تاکجا بار امانت برد خم

5

بی وجود آثار امکان باطل است

پرتو خورشید می‌جوشد بهم

6

نیست موج و آب جز ساز محیط

بر حدوث اینجا نمی‌چربد قدم

7

هم کنار گوهر آسوده‌ست موج

در بر آرام خوابیده است رم

8

جهل و آگاهی ز هم ممتاز نیست

این سر افزود آنچه زان سر گشت ‌کم

9

گردباد آسا درین صحرای وهم

می‌دود سر بر هوا سعی قدم

10

امتحان‌ گر سنگ و گل بر هم زند

فرق معدوم است در دیر و حرم

11

ذره تا خورشید معدوم است و بس

می‌خورد عرفان به نادانی قسم

12

بعد معنی ‌کسب مایی و تویی است

قرب تحقیق اینکه می‌گویی منم

13

شخص حیرت مانع تمثال نیست

می‌کند آیینه داری‌ها ستم

14

عالمی را از عدم دور افکند

این من و مای به هستی متهم

15

بیدل از تبدیل حرف دال و نون

شد صمد بیگانهٔ لفظ صنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رفت فرصت ز کف اما من حیرت‌زده هم

آنقدر دست ندارم‌که توان سود بهم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1953

اگلی نظم

بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام

دور می‌گردد عرق تا می‌تراود در مشام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1955

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلبرا، در جان نشین، فی العین هم

ای ز تو شادی به جان، فی القلب هم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1383

چون که زن را دید فغ، کرد اشتلم

همچو آهن گشت و نداد ایچ خم

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 68

می شناسد پرده جان آن صنم

چون نداند پرده را صاحب حرم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1664

وقت‌ها یک دم برآسودی تنم

قال مولايَ لِطَرفي لا تَنَم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 354

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور