صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2351

غزل شمارهٔ 2351

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: انه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
دیدی که چه کرد آن یگانه
برساخت پریر یک بهانه
22
ما را و تو را کجا فرستاد
او ماند و دو سه پری خانه
33
ما را بفریفت ما چه باشیم
با آن حرکات ساحرانه
44
آن سلسله کو به دست دارد
بربندد گردن زمانه
55
از سنگ برون کشید مکری
شاباش زهی شکر فسانه
66
بست او گرهی میان ابرو
گم گشت خرد از این میانه
77
بر درگه او است دل چو مسمار
بردوخته خویش بر ستانه
88
بر مرکب مملکت سوار او است
در دست وی است تازیانه
99
گر او کمر کهی بگیرد
که را چو کهی کند کشانه
1010
خود آن که قاف همچو سیمرغ
کرده‌ست به کویش آشیانه
1111
از شرم عقیق درفشانش
درها بگداخت دانه دانه
1212
بادی که ز عشق او است در تن
ساکن نشود به رازیانه
1313
عشاق مذکرند وین خلق
درمانده‌اند در مثانه
1414
ساقی درده قدح که ماییم
مخمور ز باده شبانه
1515
آبی برزن که آتش دل
بر چرخ همی‌زند زبانه
1616
در دست همیشه مصحفم بود
وز عشق گرفته‌ام چغانه
1717
اندر دهنی که بود تسبیح
شعر است و دوبیتی و ترانه
1818
بس صومعه‌ها که سیل بربود
چه سیل که بحر بی‌کرانه
1919
هشیار ز من فسانه ناید
مانند رباب بی‌کمانه
2020
مستم کن و برپران چو تیرم
بشنو قصص بنی کنانه
2121
چون مست بود ز باده حق
شهباز شود کمین سمانه
2222
بی‌خویش گذر کند ز دیوار
بر روی هوا شود روانه
2323
باخویش ز حق شوند و بی‌خویش
می‌ها بکشند عاشقانه
2424
دیدم که لبش شراب نوشد
کی دید ز لب می مغانه
2525
و آن گاه چه می،می خدایی
نه از خنب فلان و یا فلانه
2626
ماهی ز کنار چرخ درتافت
گم گشت دلم از این میانه
2727
این طرفه که شخص بی‌دل و جان
چون چنگ همی‌کند فغانه
2828
مشنو غم عشق را ز هشیار
کو سردلب است و سردچانه
2929
هرگز دیدی تو یا کسی دید
یخدان ز آتش دهد نشانه
3030
دم درکش و فضل و فن رها کن
با باز چه فن زند سمانه
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آمد مه و لشکر ستاره

خورشید گریخت یک سواره

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2350

اگلی نظم

یک جام ز صد هزار جان به

برخیز و قماش ما گرو نه

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2352

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای حسن، تو آفت زمانه

روی تو به دلبری فسانه

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1718

ماییم ز مشرب مغانه

در کوی مغان گرفته خانه

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 439

ای راه تو بحر بی کرانه

عشق تو ندیم جاودانه

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 737

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00