رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2351غزل شمارهٔ 2351شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: انهہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: قصیدهصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدیدی که چه کرد آن یگانهبرساخت پریر یک بهانه2نقل کریںما را و تو را کجا فرستاداو ماند و دو سه پری خانه3نقل کریںما را بفریفت ما چه باشیمبا آن حرکات ساحرانه4نقل کریںآن سلسله کو به دست داردبربندد گردن زمانه5نقل کریںاز سنگ برون کشید مکریشاباش زهی شکر فسانه6نقل کریںبست او گرهی میان ابروگم گشت خرد از این میانه7نقل کریںبر درگه او است دل چو مسماربردوخته خویش بر ستانه8نقل کریںبر مرکب مملکت سوار او استدر دست وی است تازیانه9نقل کریںگر او کمر کهی بگیردکه را چو کهی کند کشانه10نقل کریںخود آن که قاف همچو سیمرغکردهست به کویش آشیانه11نقل کریںاز شرم عقیق درفشانشدرها بگداخت دانه دانه12نقل کریںبادی که ز عشق او است در تنساکن نشود به رازیانه13نقل کریںعشاق مذکرند وین خلقدرماندهاند در مثانه14نقل کریںساقی درده قدح که ماییممخمور ز باده شبانه15نقل کریںآبی برزن که آتش دلبر چرخ همیزند زبانه16نقل کریںدر دست همیشه مصحفم بودوز عشق گرفتهام چغانه17نقل کریںاندر دهنی که بود تسبیحشعر است و دوبیتی و ترانه18نقل کریںبس صومعهها که سیل بربودچه سیل که بحر بیکرانه19نقل کریںهشیار ز من فسانه نایدمانند رباب بیکمانه20نقل کریںمستم کن و برپران چو تیرمبشنو قصص بنی کنانه21نقل کریںچون مست بود ز باده حقشهباز شود کمین سمانه22نقل کریںبیخویش گذر کند ز دیواربر روی هوا شود روانه23نقل کریںباخویش ز حق شوند و بیخویشمیها بکشند عاشقانه24نقل کریںدیدم که لبش شراب نوشدکی دید ز لب می مغانه25نقل کریںو آن گاه چه می،می خدایینه از خنب فلان و یا فلانه26نقل کریںماهی ز کنار چرخ درتافتگم گشت دلم از این میانه27نقل کریںاین طرفه که شخص بیدل و جانچون چنگ همیکند فغانه28نقل کریںمشنو غم عشق را ز هشیارکو سردلب است و سردچانه29نقل کریںهرگز دیدی تو یا کسی دیدیخدان ز آتش دهد نشانه30نقل کریںدم درکش و فضل و فن رها کنبا باز چه فن زند سمانه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآمد مه و لشکر ستارهخورشید گریخت یک سوارهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2350اگلی نظمیک جام ز صد هزار جان بهبرخیز و قماش ما گرو نهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2352زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای حسن، تو آفت زمانهروی تو به دلبری فسانهامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1718ماییم ز مشرب مغانهدر کوی مغان گرفته خانهجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 439ای راه تو بحر بی کرانهعشق تو ندیم جاودانهعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 737آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور