صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 953

غزل شمارهٔ 953

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
1
2
3
4
5
6
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز شمس دین طرب نوبهار بازآید

نشاط بلبله و سبزه زار بازآید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 952

اگلی نظم

فزود آتش من آب را خبر ببرید

اسیر می‌بردم غم ز کافرم بخرید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 954

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید

چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1040

وفا ز یار جفاکار چون نمی آید

جفا ز یار وفادار هم نمی شاید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 937

مستی از خانه بیرون آمد، و در میانه راه بیفتاد و قی کرد و لب و دهان خود بیالود. سگی آمد و آن را لیسیدن گرفت، پنداشت که آدمی است که آن را پاک می کند، دعا می کرد که خدای تعالی فرزندان و فرزندان فرزندان تو را خدمتگار تو گرداند.

بعد از آن سگ پای برداشت و بر روی او بول کرد. گفت: بارک الله ای سیدی! که آب گرم آوردی تا روی مرا بشویی.

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 7

خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید

ز حسن منظر آن دیده ای بیاساید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 159

تنم ز رنج فراوان همی نیاساید

دلم از انده بی حد همی بفرساید

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 60

اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید

که بویِ خیر ز زهدِ ریا نمی‌آید

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 230

به حسن دلبر من هیچ در نمی‌باید

جز این دقیقه که با دوستان نمی‌پاید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276

فراق را دلی از سنگ سخت‌تر باید

مرا دلیست که با شوق بر نمی‌آید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 279

مرو به خواب که خوابت ز چشم بِرباید

گرت مشاهدهٔ خویش در خیال آید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 280

گمان مبر که جهان اعتماد را شاید

که بی‌عدم نبود هر چه در وجود آید

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 14

مزید تلاش کریں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00