رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 954غزل شمارهٔ 954شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ریدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںفزود آتش من آب را خبر ببریداسیر میبردم غم ز کافرم بخرید22نقل کریںخدای داد شما را یکی نظر که مپرساگر چه زان نظر این دم به سکر بیخبرید33نقل کریںطراز خلعت آن خوش نظر چو دیده شودهزار جامه ز درد و دریغ و غم بدرید44نقل کریںز دیده موی برست از دقیقه بینیهاچرا به موی و به روی خوشش نمینگرید55نقل کریںز حرص خواجگی از بندگی چه محرومیدز غورها همه پختید یا که کور و کرید66نقل کریںدر آشنا عجمی وار منگرید چنینفرشتهاید به معنی اگر به تن بشرید77نقل کریںهزار حاجب و جاندار منتظر داریدبرای خدمتتان لیک در ره و سفرید88نقل کریںهمیپرد به سوی آسمان روان شمااگر چه زیر لحافید و هیچ مینپرید99نقل کریںهمیچرد همه اجزای جان به روض صفاتاز آن ریاض که رستید چون از آن نچرید1010نقل کریںدرخت مایه از آن یافت سبز و تر زان شدزبون مایه چرایید چونک شیر نرید1111نقل کریںهزار گونه کجا خستتان به زیر سجودکجا نظر که بدانید تیغ یا سپرید1212نقل کریںهزار حرف به بیگار گفتم و مقصودبه هر دمی ز چه شما خفیه تر چه بیهنرید1313نقل کریںهنر چو بیهنری آمد اندر این درگاههنروران ز شادیت چون نه زین نفرید1414نقل کریںهمه حیات در اینست کاذبحوا بقرهچو عاشقان حیاتید چون پس بقرید1515نقل کریںهزار شیر تو را بندهاند چه بود گاوهزار تاج زر آمد چه در غم کمرید1616نقل کریںچو شب خطیب تو ماهست بر چنین منبراگر نه فهم تباهست از چه در سمرید1717نقل کریںکجا بلاغت ماه و کجا خیال سپاهبه مقنعه بمنازید چون کلاه ورید1818نقل کریںبیافت کوزه زرین و آب بیحد خوردخموش باش که تا ز آب هم شکم ندرید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسپیده دم بدمید و سپیده میسایدکه ویس روز رخ خویش را بیارایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 953اگلی نظمسلام بر تو که سین سلام بر تو رسیدسلام گرد جهان گشت جز تو نپسندیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 955◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںسپاه دوست کزین سو سوار می گذریدز روی لطف به سوی فتادگان نگریدجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسپیده دم بدمید و سپیده میسایدکه ویس روز رخ خویش را بیارایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 953
اگلی نظمسلام بر تو که سین سلام بر تو رسیدسلام گرد جهان گشت جز تو نپسندیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 955