زمین
بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشان
به روی شاه ابوالقاسم معزالدوله بابرخان
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 715
بنه چوگان ز دست ای دل که گمشد گوی در میدان
چه خیزد گوی تنهایی زدن در پیش نامردان
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 136 - در مدح امین الدین رازی
مرا در دل همیآید که من دل را کنم قربان
نباید بددلی کردن بباید کردن این فرمان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1844
عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان
میان راه پیش آمد نوازش کرد چون شاهان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1845