صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1845

غزل شمارهٔ 1845

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان
میان راه پیش آمد نوازش کرد چون شاهان

Suddenly today the enemy of my penitence and patience approached me midway on the road and cherished me like a king.

22
گرفته جام چون مستان در او صد عشوه و دستان
به پیشم داشت جام می که گر میخواره‌ای بستان

Seizing a cup like any drunkard, in it a hundred blandishments and charms, he held before me the wine cup, saying, “If you are a winebibber, take.”

33
منور چون رخ موسی مبارک چون که سینا
مشعشع چون ید بیضا مشرح چون دل عمران

Illumined as the face of Moses, blessed as Mount Sinai, gleaming as the White Hand, dilated with joy as the heart of ‘Imr¯an.

44
هلا این لوح لایح را بیا بستان از این موسی
مکش سر همچو فرعونان مکن استیزه چون هامان

Ho, come take this clean tablet from this Moses; be not arrogant like Pharaoh, contend not like H¯am¯an.

55
بدو گفتم که ای موسی به دستت چیست آن گفت این
یکی ساعت عصا باشد یکی ساعت بود ثعبان

I said to him, “Moses, what is in your hand?” He said, “One time this is a staff, one time a serpent.

66
ز هر ذره جدا صد نقش گوناگون بدید آید
که هر چه بوهریره را بباید هست در انبان

“From every separate atom a hundred various shapes appear; for whatever is necessary for B¯u Huraira is in the bag.

77
به دست من بود حکمش به هر صورت بگردانم
کنم زهراب را دارو کنم دشوار را آسان

“In my hand is the control of it, I change it into every form; I make poison into medicine, I make the difficult easy.

88
زنم گاهیش بر دریا برآرم گرد از دریا
زنم گاهیش بر سنگی بجوشد چشمه حیوان

“Now I strike it on the sea and bring up dust from the sea; now I strike it on the rock and the fountain of life gushes out.

99
گه آب نیل صافی را به دشمن خون نمودم من
نمودم سنگ خاکی را به عامه گوهر و مرجان

“Now I showed the limpid water of the Nile to the enemy as blood, to the common folk I showed stone and earth as pearl and coral.

1010
به چشم حاسدان گرگم بر یعقوب خود یوسف
بر جهال بوجهلم محمد پیش یزدان دان

“To the eye of the envious I am the wolf; to Jacob himself, Jospeh; to the ignorant, B¯u Jahl; Muhammad, before him who knows God.”

1111
گلاب خوش نفس باشد جعل را مرگ و جان کندن
جلاب شکری باشد به صفرایی زیان جان

Sweet-breathed rosewater is death and asphyxiation to the black beetle; sugary syrup is fatal to the bilious.

1212
به ظاهر طالبان همراه و در تحقیق پشتاپشت
یکی منزل در اسفل کرد و دیگر برتر از کیوان

Apparently all seekers are fellow travelers; in reality they are back to back. One has made his lodging in the lowest depths, the other in the highest heaven.

1313
مثال کودک و پیری که همراهند در ظاهر
ولیک این روزافزون است و آن هر لحظه در نقصان

Like a child and an old man, though apparently fellow travelers, one is increasing every day, the other every moment on the decline.

1414
چه جام زهر و قند است این چه سحر و چشم بند است این
که سرگردان همی‌دارد تو را این دور و این دوران

What a cup of poison and candy is this! What magic and jugglery! This turn and this revolution keep you giddy.

1515
جهان ثابت است و تو ورا گردان همی‌بینی
چو برگردد کسی را سر ببیند خانه را گردان

The world is fixed and you see it as revolving; when a man’s head is spinning, he sees the house as spinning.

1616
مقام خوف آن را دان که هستی تو در او ایمن
مقام امن آن را دان که هستی تو در او لرزان

Know as a station of fear that in which you are secure; know as a station of security that in which you tremble.

1717
چو عکسی و دروغینی همه برعکس می بینی
چو کردی مشورت با زن خلاف زن کن ای نادان

Since you are contrary and false you see everything contrariwise; foolish man, when you consult a woman, oppose her!

1818
زن آن باشد که رنگ و بو بود او را ره و قبله
حقیقت نفس اماره‌ست زن در بنیت انسان

That one is a woman whose road and qibla is color and scent; truly woman is the evil-commanding soul in human form.

1919
نصیحت‌های اهل دل دوی نحل را ماند
پر از حلوا کند از لب ز فرش خانه تا ساران

The counsel of the spiritual is like the buzzing of bees; from its lip it fills the floor of the house to the attic with its sweets.

2020
زهی مفهوم نامفهوم زهی بیگانه همدل
زهی ترشی به از شیرین زهی کفری به از ایمان

Bravo the incomprehensible comprehended, bravo the familiar stranger, bravo the sourness better than sweet, bravo the unbelief better than faith!

2121
خمش کن که زبان دربان شده‌ست از حرف پیمودن
چو دل بی‌حرف می گوید بود در صدر چون سلطان

Be silent, for the tongue has become a door keeper from measuring words; when the heart speaks without words, it occupies the high throne like a king.

2222
بتاب ای شمس تبریزی به سوی برج‌های دل
که شمس مقعد صدقی نه چون این شمس سرگردان

Shine, Shams-i Tabr¯ız¯ı, upon the Houses of the heart, for the sun of a secure seat is not like this spinning sun.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مرا در دل همی‌آید که من دل را کنم قربان

نباید بددلی کردن بباید کردن این فرمان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1844

اگلی نظم

حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن

می چون ارغوان هشتن ز بانگ ارغنون رفتن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1846

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشان

به روی شاه ابوالقاسم معزالدوله بابرخان

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 715

بنه چوگان ز دست ای دل که گمشد گوی در میدان

چه خیزد گوی تنهایی زدن در پیش نامردان

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 136 - در مدح امین الدین رازی

مرا در دل همی‌آید که من دل را کنم قربان

نباید بددلی کردن بباید کردن این فرمان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1844

اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان

فلک اندر سجود آید نهد سر از بن دندان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2119

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00