رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1846غزل شمارهٔ 1846شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ونرفتنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتنمی چون ارغوان هشتن ز بانگ ارغنون رفتن2نقل کریںبرون زرق است یا استم هزاران بار دیدهستماز این پس ابلهی باشد برای آزمون رفتن3نقل کریںمرو زین خانه ای مجنون که خون گریی ز هجران خونچو دستی را فروبُرّی عجایب نیست خون رفتن4نقل کریںز شمع آموز ای خواجه میان گریه خندیدنز چشم آموز ای زیرک به هنگام سکون رفتن5نقل کریںاگر باشد تو را روزی ز استادان بیاموزیچو مرغ جان معصومان به چرخ نیلگون رفتن6نقل کریںبیا ای جان که وقتت خوش چو استن بار ما میکشکه تا صبرت بیاموزد به سقف بیستون رفتن7نقل کریںفسون عیسی مریم نکرد از درد عاشق کموظیفه درد دل نبود به دارو و فسون رفتن8نقل کریںچو طاسی سرنگون گردد رود آنچ در او باشدولی سودا نمیتاند ز کاسه سر نگون رفتن9نقل کریںاگر پاکی و ناپاکی مرو زین خانه ای زاکیگناهی نیست در عالم تو را ای بنده چون رفتن10نقل کریںتوی شیر اندر این درگه عدوِ راه تو روبهبود بر شیر بدنامی از این چالش زبون رفتن11نقل کریںچو نازی میکشی باری بیا ناز چنین شه کشکه بس بداختری باشد به زیر چرخ دون رفتن12نقل کریںز دانشها بشویم دل ز خود خود را کنم غافلکه سوی دلبر مقبل نشاید ذوفنون رفتن13نقل کریںشناسد جان مجنونان که این جان است قشر جانبباید بهر این دانش ز دانش در جنون رفتن14نقل کریںکسی کو دم زند بیدم مباح او راست غواصیکسی کو کم زند در کم رسد او را فزون رفتن15نقل کریںرها کن تا بگوید او خموشی گیر و توبه جوکه آن دلدار خو دارد به سوی تایبون رفتن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهانمیان راه پیش آمد نوازش کرد چون شاهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1845اگلی نظمخرامان میروی در دل، چراغافروز جان و تنزهی چشموچراغ دل، زهی چشمم به تو روشنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1847آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهانمیان راه پیش آمد نوازش کرد چون شاهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1845
اگلی نظمخرامان میروی در دل، چراغافروز جان و تنزهی چشموچراغ دل، زهی چشمم به تو روشنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1847