در خاموشی چرا شوی کند و ملول
خو کن به خموشی که اصولست اصول
خود کو خموشی آنکه خمش میخوانی
صد بانک و غریو است و پیامست و رسول
زمین
امروز منم خسته ازین بحر فضول
سیر آمده یکبارگی از جان ملول
عطارمختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 27
جانی دارم لجوج و سرمست و فضول
وانگه یاری لطیف و بیصبر و ملول
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1091
عندی جمل و من اشتیاق و فضول
لا یمکن شرحها به کتب و رسول
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1101
فارسی متن کا ماخذ: گنجور