صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1340

غزل شمارهٔ 1340

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ل

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل
عوض دیدست او حاصل به جان زان سوی آب و گل
22
چو شخصی کو دو زن دارد یکی را دل شکن دارد
بدان دیگر وطن دارد که او خوشتر بدش در دل
33
تو گویی کاین بدین خوبی زهی صبر وی ایوبی
وزین غبن اندر آشوبی که این کاریست بی‌طایل
44
و او گوید ز سرمستی که آن را تو بدیدستی
که آن علوست و تو پستی که تو نقصی و آن کامل
55
بدو گر باز رو آرد و تخم دوستی کارد
حجابی آن دگر دارد کز این سو راند او محمل
66
چو باز آن خوب کم نازد و با این شخص درسازد
دگربار او نپردازد از این سون رخت دل حاصل
77
سر رشته صبوری را ببین بگذار کوری را
ببین تو حسن حوری را صبوری نبودت مشکل
88
همه کدیه از این حضرت به سجده و وقفه و رکعت
برای دید این لذت کز او شهوت شود حامل
99
بفرما صبر یاران را به پندی حرص داران را
بمشنو نفس زاران را مباش از دست حرص آکل
1010
کسی را چون دهی پندی شود حرص تو را بندی
صبوری گرددت قندی پی آجل در این عاجل
1111
ز بی‌چون بین که چون‌ها شد ز بی‌سون بین که سون‌ها شد
ز حلمی بین که خون‌ها شد ز حقی چند گون باطل
1212
حروف تخته کانی بدین تأویل می‌خوانی
خلاصه صبر می‌دانی بر آن تأویل شو عامل
1313
صبوری کن مکن تیزی ز شمس الدین تبریزی
بشر خسپی ملک خیزی که او شاهیست بس مفضل
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دل

دلم پرچشمه حیوان تنم در لاله زار ای دل

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1339

اگلی نظم

امروز بحمدالله از دی بترست این دل

امروز در این سودا رنگی دگرست این دل

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1341

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مسلمانان چه سازم چاره با آن شوخ سنگین دل

که هم کام از لبش صعب است و هم صبر از رخش مشکل

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 561

گرم بازآمدی محبوبِ سیم‌اندامِ سنگین‌دل

گُل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گِل

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 345

الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل

نبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخل

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1337

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00