رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1339غزل شمارهٔ 1339شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ارایدلصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمهم را لطف در لطفست از آنم بیقرار ای دلدلم پرچشمه حیوان تنم در لاله زار ای دل2نقل کریںبه زیر هر درختی بین نشسته بهر روی شهملیحی یوسفی مه رو لطیفی گلعذار ای دل3نقل کریںفکنده در دل خوبان روحانی و جسمانیز عشق روح و جسم خود ز سوداها شرار ای دل4نقل کریںدرآکنده ز شادیها درون چاکران خودمثال دانههای در که باشد در انار ای دل5نقل کریںبه بزم او چو مستان را کنار و لطفها باشدبگیرد آب با آتش ز عشقش هم کنار ای دل6نقل کریںدر آن خلوت که خوبان را به جام خاص بنوازدبود روح الامین حارس و خضرش پرده دار ای دل7نقل کریںچو از بزمش برون آید کمینه چاکرش سکرانز ملک و ملک و تخت و بخت دارد ننگ و عار ای دل8نقل کریںجهان بستان او را دان و این عالم چو غاری دانبرون آرد تو را لطفش از این تاریک غار ای دل9نقل کریںگلستانها و ریحانها شقایقهای گوناگونبنفشه زارها بر خاک و باد و آب و نار ای دل10نقل کریںکه این گلهای خاکی هم ز عکس آن همیرویدتو خاکی میخوری این جا تو را آن جا چه کار ای دل11نقل کریںبزن دستی و رقصی کن ز عشق آن خداوندانکه چون بوسی از او یابی کند آفت کنار ای دل12نقل کریںبه جان پاک شمس الدین خداوند خداوندانکه پرها هم از او یابی اگر خواهی فرار ای دل13نقل کریںبه خاک پای تبریزی که اکسیرست خاک اوکه جانها یابی ار بر وی کنی جانی نثار ای دل14نقل کریںکنون از هجر بر پایم چنین بندیست از آتشز یادش مست و مخمورم اگر چندم نزار ای دل15نقل کریںمثال چنگ میباشم هزاران نغمهها داردبه لحن عشق انگیزش وگر نالید زار ای دل16نقل کریںبه سودای چنان بختی که معشوق از سر دستیبه دستم داده بود از لطف دنبال مهار ای دل17نقل کریںبگرد مرکبم بودی به زیر سایه آن شاههزاران شاه در خدمت به صفها در قطار ای دل18نقل کریںاز این سو نه از آن سوی جهان روح تا دانیکه آن جا که نه امسالست و آن سالست پار ای دل19نقل کریںچو دیدم من عنایتها ز صدر غیب شمس الدینشدم مغرور خاصه مست و مجنون خمار ای دل20نقل کریںچنان حلمی و تمکینی چنان صبر خداوندیکه اندر صبر ایوبش نتاند بود یار ای دل21نقل کریںعنان از من چنان برتافت جایی شد که وهم آن جابه جسم او نیابد راه و نی چشمش غبار ای دل22نقل کریںبه درگاه خدا نالم که سایه آفتابی رابه ما آرد که دل را نیست بی او پود و تار ای دل23نقل کریںامیدست ای دل غمگین که ناگاهان درآید اوتو این جان را به صد حیله همیکن داردار ای دل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دلیقین اندر یقین آمد قلندر بیگمان ای دلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1338اگلی نظمهر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوتها در این منزلعوض دیدست او حاصل به جان زان سوی آب و گلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1340آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دلیقین اندر یقین آمد قلندر بیگمان ای دلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1338
اگلی نظمهر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوتها در این منزلعوض دیدست او حاصل به جان زان سوی آب و گلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1340