صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2805

غزل شمارهٔ 2805

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارهای

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
1

ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ای

چون به اصل اصل خویش آید چنین هر پاره‌ای

What a joyous pleasure it will be, what a charming spectacle, when such a part returns to the source of the source!

2

هر طرف آید به دستش بی‌صراحی باده‌ای

هر طرف آید به چشمش دلبری عیاره‌ای

Wine will come from every side to its hand, without a cup, from every side to its eye, a darling, enchanting fair—

3

دلبری که سنگ خارا گر ز لعلش بو برد

جان پذیرد سنگ خارا تا شود هشیاره‌ای

A darling who, did the granite rock catch scent of her ruby, the granite rock would receive life to become conscious.

4

باده دزدید از لبان دلبر من یک صفت

لاجرم در عشق آن لب جان شده میخواره‌ای

The wine stole one attribute from the lips of my darling; inevitably the soul became a wine-bibber for the love of those lips.

5

صبحدم بر راه دیری راهبم همراه شد

دیدمش هم درد خویش و دیدمش هم کاره‌ای

In dawn a monk went along with me on the way to the monastery; I saw him a fellow-sufferer and fellow-worker with myself.

6

یک صراحی پیشم آورد آن حریف نیک خو

گشت جانم زان صراحی بیخودی خماره‌ای

He brought to me, that auspicious companion, a bowl— from that bowl my soul became out of itself, a drunkard.

7

در میان بیخودی تبریز شمس الدین نمود

از پی بیچارگان سوی وصالش چاره‌ای

In the middle of my unselfedness the Tabriz of Shams al-D¯ın displayed succor for the helpless ones in unity with Him.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی

چون قضای آسمانی توبه‌ها را بشکنی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2804

اگلی نظم

آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای

آفتاب او نهشت اندر دو عالم سایه‌ای

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2806

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره‌ای

باد دستی خاکیی بی آبی آتشپاره‌ای

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 385

ای در آتش از هوایت نعل هر سیاره‌ای

از بیابان تمنای تو خضر آواره‌ای

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6656

آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای

صاعقه است از برق او بر جان هر بیچاره‌ای

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2788

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور