رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2804غزل شمارهٔ 2804شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: کنیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون تو آن روبند را از روی چون مه برکنیچون قضای آسمانی توبهها را بشکنی2نقل کریںمنگر اندر شور و بدمستی من ای نیک عهدبنگر آخر در میی کاندر سرم میافکنی3نقل کریںاول از دست فراقت عاشقان را تی کنیوآنگه اندر پوستشان تا سر همه در زر کنی4نقل کریںمه رخا سیمرغ جانی منزل تو کوه قافاز تو پرسیدن چه حاجت کز کدامین مسکنی5نقل کریںچون کلام تو شنید از بخت نفس ناطقهکرد صد اقرار بر خود بهر جهل و الکنی6نقل کریںچون ز غیر شمس تبریزی بریدی ای بدندر حریر و در زر و در دیبه و در ادکنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقیا شد عقلها هم خانه دیوانگیکرده مالامال خون پیمانه دیوانگیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2803اگلی نظمای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهایچون به اصل اصل خویش آید چنین هر پارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2805آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمساقیا شد عقلها هم خانه دیوانگیکرده مالامال خون پیمانه دیوانگیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2803
اگلی نظمای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظارهایچون به اصل اصل خویش آید چنین هر پارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2805