رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1643غزل شمارهٔ 1643شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یزیمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچند خسپیم صبوح است صلا برخیزیمآب رحمت بستانیم و بر آتش ریزیم2نقل کریںآن کمیت عربی را که فلک پیمای استوقت زین است و لگام است چرا ننگیزیم3نقل کریںخوش برانیم سوی بیشه شیران سیاهشیرگیرانه ز شیران سیه نگریزیم4نقل کریںدر زندان جهان را به شجاعت بکنیمشحنه عشق چو با ماست ز کی پرهیزیم5نقل کریںزنگیان شب غم را همه سر برداریمزنگ و رومی چه بود چون به وغا بستیزیم6نقل کریںقدح باده نسازیم جز از کاسه سرگرد هر دیگ نگردیم نه ما کفلیزیم7نقل کریںز آخور ثور برانیم سوی برج اسدچو اسد هست چه با گله گاو آمیزیم8نقل کریںاندر این منزل هر دم حشری گاو آردچاره نبود ز سر خر چو در این پالیزیم9نقل کریںموج دریای حقایق که زند بر که قافزان ز ما جوش برآورد که ما کاریزیم10نقل کریںبدر ما راست اگر چه چو هلالیم نزارصدر ما راست اگر چه که در این دهلیزیم11نقل کریںگلرخان روی نمایند چو رو بنماییمکه بهاریم در آن باغ نه ما پاییزیم12نقل کریںوز سر ناز بگوییم چه چیزید شماسجده آرند که ما پیش شما ناچیزیم13نقل کریںگلعذاریم ولی پیش رخ خوب شماروی ناشسته و آلوده و بیتمییزیم14نقل کریںآهوان تبتی بهر چرا آمدهاندزانک امروز همه مشک و عبر می بیزیم15نقل کریںچون دهد جام صفا بر همه ایثار کنیمور زند سیخ بلا همچو خران نسکیزیم16نقل کریںتاب خورشید ازل بر سر ما می تابدمی زند بر سر ما تیز از آن سرتیزیم17نقل کریںطالع شمس چو ما راست چه باشد اخترروز و شب در نظر شمس حق تبریزیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیمگوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1642اگلی نظمجز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیمجز ز زنجیر دو زلفت ز کی مجنون باشیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1644زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتو پس پرده و ما خون جگر میریزیموه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 49گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیمجز تو فریادرسی کو که درو آویزیم؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیمگوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1642
اگلی نظمجز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیمجز ز زنجیر دو زلفت ز کی مجنون باشیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1644
تو پس پرده و ما خون جگر میریزیموه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 49
گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیمجز تو فریادرسی کو که درو آویزیم؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195