سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 49غزل شمارهٔ 49شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یزیمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتو پس پرده و ما خون جگر میریزیموه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم22نقل کریںدیگران را غم جان دارد و ما جامهدرانکه بفرمایی تا از سر جان برخیزیم33نقل کریںمردم از فتنه گریزند و ندانند که مابه تمنای تو در حسرت رستاخیزیم44نقل کریںدل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دستظاهر آن است که از تیر بلا نگریزیم55نقل کریںباغ فردوس میارای که ما رندان راسر آن نیست که در دامن حور آویزیم66نقل کریںور به زندان عقوبت بری از دیدهٔ شوقای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم77نقل کریںرنگ زیبایی و زشتی به حقیقت در غیبچون تو آمیختهای با تو چه رنگ آمیزیم؟88نقل کریںسعدیا قوت بازوی عمل هست ولیکتا به جایی نه که با حکم ازل بستیزیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخداوندی چنین بخشنده داریمکه با چندین گنه امیدواریمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 48اگلی نظمبرخیز تا به عهد امانت وفا کنیمتقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیمسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 50◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچند خسپیم صبوح است صلا برخیزیمآب رحمت بستانیم و بر آتش ریزیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1643گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیمجز تو فریادرسی کو که درو آویزیم؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیمجز تو فریادرسی کو که درو آویزیم؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195