رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 840رباعی شمارهٔ 840شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چند دلم رضا او میجویداو از سر شمشیر سخن میگوید2نقل کریںخون از سر انگشت فرو میچکدشاو دست به خون من چرا میشوید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر جا به جهان تخم وفا برکارندآن تخم ز خرمنگه ما میآ رندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 839اگلی نظمهرچیز که بسیار شود خوار شودگر خوار شود به خانهٔ پار شودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 841زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاین عقل که در ره سعادت پویدروزی صد بار خود تو را میگویدخیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 65در باغ دلم که روضه نعتش گویدآب طلبت روی چمن می شویدعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 84برخیز که ابر خاک را میشویدتا سبزه ز خاک تو برون میرویدعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 20ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر جا به جهان تخم وفا برکارندآن تخم ز خرمنگه ما میآ رندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 839
اگلی نظمهرچیز که بسیار شود خوار شودگر خوار شود به خانهٔ پار شودرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 841
برخیز که ابر خاک را میشویدتا سبزه ز خاک تو برون میرویدعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 20