عطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرخیز که ابر خاک را میشویدتا سبزه ز خاک تو برون میروید2نقل کریںای خفته اگر سخن نمیگوئی تواین خاک تو گوئی که سخن میگوید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای محرم من کیست کنون محرم توبیم است که خود را بکشم از غم توعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 19اگلی نظماز مرگِ تو هر دمی دگرگون باشمگَه بر سرِ خاک و گاه در خون باشمعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 21زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاین عقل که در ره سعادت پویدروزی صد بار خود تو را میگویدخیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 65هر چند دلم رضا او میجویداو از سر شمشیر سخن میگویدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 840در باغ دلم که روضه نعتش گویدآب طلبت روی چمن می شویدعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 84ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای محرم من کیست کنون محرم توبیم است که خود را بکشم از غم توعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 19
اگلی نظماز مرگِ تو هر دمی دگرگون باشمگَه بر سرِ خاک و گاه در خون باشمعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 21