صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 436

غزل شمارهٔ 436

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: امت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: عندلیب، محسن لیله‌کوهی
Toggle stanza 1
11
گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت

He said, “Who is at the door?” I said, “Your humble slave.” He said, “What is your business?” I said, “Lord, to greet you.”

22
گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی
گفتا که چند جوشی گفتم که تا قیامت

He said, “How long will you drive?” I said, “Until you call.” He said, “How long will you boil?” I said, “Till the resurrection.”

33
دعوی عشق کردم سوگند‌ها بخوردم
کز عشق یاوه کردم من ملکت و شهامت

I laid claim to love, I swore many oaths that for love’s sake I had lost kingship and nobility.

44
گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد
گفتم گواه اشکم زردی رخ علامت

He said, “For a claim the cadi requires witness.” I said, “My witness is my tears, my sign the pallor of my cheeks.”

55
گفتا گواه جرحست تردامن‌ست چشمت
گفتم به فر عدلت عدلند و بی‌غرامت

He said, “Your witness is invalid; your eye is wet-skirted.” I said, “By the splendour of your justice, they are just and without fault.”

66
گفتا که بود همره گفتم خیالت ای شه
گفتا که خواندت این جا گفتم که بوی جامت

He said, “Who was your companion?” I said, “Your fantasy, O King.” He said, “Who summoned you hither?” I said, “The scent of your cup.”

77
گفتا چه عزم داری گفتم وفا و یاری
گفتا ز من چه خواهی گفتم که لطف عامت

He said, “What is your intention?” I said, “Fidelity and friendship.” He said, “What do you desire of me?” I said, “Your universal grace.”

88
گفتا کجاست خوش‌تر گفتم که قصر قیصر
گفتا چه دیدی آنجا گفتم که صد کرامت

He said, “Where is it most agreeable?” I said, “Caesar’s palace.” He said, “What did you see there?” I said, “A hundred miracles.”

99
گفتا چراست خالی گفتم ز بیم رهزن
گفتا که کیست رهزن گفتم که این ملامت

He said, “Why is it desolate?” I said, “For fear of the highwayman.” He said, “Who is the highwayman?” I said, “This blame.”

1010
گفتا کجاست ایمن گفتم که زهد و تقوا
گفتا که زهد چه‌بود گفتم ره سلامت

He said, “Where is safety?” I said, “In abstinence and godliness.” He said, “What is abstinence?” I said, “The way of salvation.”

1111
گفتا کجاست آفت گفتم به کوی عشقت
گفتا که چونی آن جا گفتم در استقامت

He said, “Where is calamity?” I said, “In the street of your love.” He said, “How fare you there?” I said, “In perfect rectitude.”

1212
خامُش که گر بگویم من نکته‌های او را
از خویشتن برآیی نی در بود نه بامت

Silence! For if I were to utter his subtleties you would come forth from yourself, neither door nor roof would remain to you.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر که بالا‌ست مر او را چه غم است؟

هر که آنجاست مر او را چه غم است؟

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 435

اگلی نظم

هر جور که‌ز تو آید بر خود نهم غرامت

جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 437

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت

دعوی عشق بازی بر وی بود غرامت

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 388

ماهی که خاست در شهر از رفتنش قیامت

شکر خدا که آمد باز از سفر سلامت

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33

هر جور که‌ز تو آید بر خود نهم غرامت

جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 437

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00