شاعر: رومی
زمین
هر عاشقی که ترسد از طعنه و ملامت
دعوی عشق بازی بر وی بود غرامت
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 388
ماهی که خاست در شهر از رفتنش قیامت
شکر خدا که آمد باز از سفر سلامت
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 33
گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 436